أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

388

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

است و امام قطب الدين مصرى « 202 » و ميگويند چون بشيراز آمد مدتى ذكر او پنهان بود و كسى او را نميشناخت تا زمانى كه كار به تنگ رسيد پس برفت و كاغذى چند داشت جامهء از آن بساخت و درپوشيد و بمدرسه خواجه عميد الدين ابو نصر رفت « 203 » چون مولانا از درس فارغ شد و بدهليز خانه نشست از جهت گذراندن حاجتها ، ناگاه او را با آن جامه كاغذى بديد پس شخصى بفرستاد تا از حال او بپرسند چون بيامد و تفحص احوال او كرد قاضى جمال الدين گفت در شهر مصر چنين رسم است كه هركس مظلوم گردد و از نصرت و يارى محروم شود كاغذ درپوشد و بانگ مى - زند « 204 » و حال آنكه من مردى عالمم آمده‌ام در اين شهر از بهر صلاح حال و يافتن جاه و مال ، و چندان در شهر شما بودم كه جامه‌ها دريدم و كتابها فروختم و هيچ در دست من نماند . پس چون اين خبر برسانيد عذر وى خواست و كس بفرستاد تا اتابك را خبر

--> ( 202 ) - يعنى قطب الدين ابو الحارث ابراهيم بن على بن محمد السلمى المغربى الحكيم المعروف بالقطب المصرى ، اصل وى از بلاد مغرب بوده و از آنجا بمصر آمده و مدتى در آنجا اقامت گزيده و سپس از آنجا بخراسان و هرات مهاجرت كرده و نزد امام فخر رازى مدتهاى مديد تلمذ نموده تا از اجل تلامذهء او گرديده و در بلاد خراسان شهرت عظيم يافته و بالاخره در سنهء ششصد و هجده در نيشابور در فتنهء خروج مغول بدست آن طايفه ما بين هزارها كشتگان ديگر بقتل رسيده است ، از جمله تأليفات وى شرح كليات قانون ابن سيناست ، ابن ابى اصيبعة گويد وى در اين كتاب [ ابو سهل ] مسيحى و امام فخر رازى را بر ابن سينا ترجيح ميدهد و گويد عبارات مسيحى واضح‌تر و روشن‌تر است از عبارات ابن سينا و غرض ابن سينا در كتب خود تعقيد كلام و تكلف در فصاحت تعبير است بدون هيچ فائدهء ( براى مزيد اطلاع از شرح احوال قطب مصرى رجوع شود بمآخذ ذيل : طبقات الاطباء ابن ابى اصيبعة 2 : 30 ، تلخيص معجم الالقاب ابن الفوطى نسخهء عكسى كتابخانهء ظاهريهء دمشق در فصل القاب مبدوة بقاف ، طبقات سبكى 5 : 48 ، كشف الظنون 2 : 216 در عنوان « قانون فى الطب » ، در مختصر الدول ابن العبرى ص 445 نيز استطرادا ذكرى از او شده است ) ، - حاشيه علامه قزوينى . ( 203 ) - يعنى عميد الدين ابو نصر اسعد بن نصر ابزرى ( افزرى ) وزير معروف اتابك سعد بن زنگى مقتول در احدى الجماديين سنهء 624 . ( 204 ) - خاقانى شروانى در قصيده بمطلع . صبح‌وارم كافتابى در نهان آورده‌ام * آفتابم كز دم عيسى نشان آورده‌ام ميگويد دشمنانم چون هدف بين كاغذين جامه كه من * تير شحنه از پى امن شيان آورده‌ام